مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

باغچه و بهار/نظیفه مطهر، عضو فعال سبزمنش

70

باغچه و بهار
هوای معطری به مشامم رسید و دوان دوان به سوی باغچه رفتم احساس می کردم بهشت کوچکی را مشاهده دارم آه ….. بهار چه فصل زیبایی!
گل های شگوفته ای مرسل سرخ و سفید وزرد رنگ معنا های عجیب وغریبی در ذهن تداعی می کرد.
به سمت چپ باغچه رفتم گل های خشبو که لانه ای زنبور های عسل بود و غنچه های گل های گلاب که تختی برای بلبلان خوش آواز بودند یکی بر دیگری در زیبایی فخر می فروختند.
درختان میوه در قسمت مرکزی باغچه مانند کلبه نداف سفید شده بودند٬ٰ شگوفه های در هم پیوسته از شاخ وپر درختان جلوه گربود و گواه بر آرامش بخشی روح و روان انسان بود.
موسیچه های مسافر و گنجشکان تازه از تخم بیرون شده آشیانه های در شاخچه های این درختان ساخته بودند و در آرامش همچون صلح زیست باهمی داشتند.
سبزه های کنار باغچه علف زار مخمل مانندی را شکل داده بودند و وسیله ای برای بیداری چشم سوم انسان بود .
جویباری از سمت شرقی باغچه با نهایت فروانی در حال جریان بود و به رگ و موی رگ های تمام باغچه می رسید.
به طرف غربی باغچه دریچه ای کندن کاری شده ای چوبی به نظر می رسیدو باغچه را حفاظت از ورد زشت کار می کرد.
نظیفه مطهر

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.