مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

به حسرت یک قطره آب/ سویتا رحمانی

151

بیا که در غمت از الهتاب می‌سوزم
چه بی‌قرار درین پیچ و تاب می‌سوزم

درانتظار بهارم به پای ابر امید
ببار بهر خدا و ثواب ،می‌سوزم

به من توان صبوری دگر میسر نیست
ببین؛ به حسرت یک قطره آب می‌سوزم

بیا که بی‌تو دگر نبضم از تپش افتاد
بده ز جام لبانت شراب می‌سوزم

به رقص شعلهء تصویرمن نمی‌بینی؟
درون کوره‌ء داغم کباب می‌سوزم

نه برفغان و نه هم بر سکوت آرامم
نفس گداخت زجور شهاب، می‌سوزم

شرارشعله ی عشقت وقار ماه شکست
حذر ز آه تو ای آفتاب می‌سوزم

نوار دامن مه با غبار محصور است
چو گردباد ز خشم و عتاب می‌سوزم

شرار می‌چکد ازبند،بند”رحمانی”
چو قوغ گشته دراین انقلاب، می‌سوزم

سویتا”رحمانی”

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.