مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

حاضرند آنگاه که افسانه را برپا کنند/ نورمحمد نورنیا

24

ایستاده بر درش خورشید، در را وا کنند

پرده را باید که از این پنجره بالا کنند

 

پیش از آن‌که سرمه‌ بر چشمان تاریکی کشند

روشنی را دفن، پشت دیده‌ی یلدا کنند

 

دست باید شست از دیده‌به‌راهی، منجیان

حاضرند آنگاه که افسانه را برپا کنند

 

یک صدا از کوه باید آمده باشد برون

رو به سوی سنگ، از آن بعد واویلا کنند

 

آفرین بر باورشان که نمی‌ریزد فرو

هر قدر با اشک‌شان یک عده استنجا کنند

 

بی‌درختی سخت اینان را به درد آورده است

باید این بوزینه‌ها یک غار را پیدا کنند

 

غار غار است این زمینی که پلشتی‌پرور است

دُم خود را می‌خورد، این مار را احیا کنند

 

از همان اول شده درگیر پرسش ذهن‌تان

من چرا آورده‌ام جای”کنیم”این‌جا “کنند”؟

نورمحمد نورنیا

 

 

 

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.