مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

مار آستین/ مریم جلالوند

178

روی پیشانی خود از غصه چین انداختم
بس که بیخود روی این دل را زمین انداختم

صحبت از هر چه که شد در راه توجیه خودم
مثل مفتی های کافر بحث دین انداختم

بارها دل را به جرم مصلحت اندیشی اش
چون امیری خسته در حمام فین انداختم

کارم از اینجا گره خورد و نمی دانم چرا
کار دل را دست عقلی نکته بین انداختم

من تو را از دست دادم لحظه ای که عقل را
مثل ماری در میان آستین انداختم

بین عقل و دل، همیشه دل خدایی می کند
حیف، بر روی زبان بر عکس این انداختم

تا تو را از دست دادم، بس که بیخود روی دل_
را برای با تو بودن بر زمین انداختم
#مریم_جلالوند

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.