مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

ناجیه عالمی/ عضو فعال سبزمنش

74

چگونه گویمت احساس دارم

به چشمت اشتیاق خاص دارم

ندانم تو چه حس داری ولی من

به عشق و مهر تو اخلاص دارم

 

ز هجرت بر لبم لبخند ممنوع

مده پندم به عاشق پند ممنوع

بدان عشقم که دایم در نبودت

سرود و ساز و هم پیوند ممنوع

 

بیا امشب غزل دارم برایت

لب شهد و عسل دارم برایت

بیا دیگر مگو  از مشکلاتت

عزیزم راه حل دارم برایت

 

شب و روزت ز ماتم سال گردد

قدت از هجر من چون دال گردد

عزیز و جان و دل گویی به جز من

دلت سرد و زبانت لال گردد

 

نباشی خواب بر چشمم حرام است

دلم پر داغ چون درد جذام است

اگر رفتی بدان عشقم که بی تو

جوانی و جنون من تمام است

 

ز هجرانت سراسر درد دارم

رخ  زرد و نگاه سرد دارم

حضور خالق عشق و محبت

شکایت من ز تو نامرد دارم

 

جنون و مست و بیمارم نمودی

به عشق خود گرفتارم نمودی

چه کردی با دل دیوانه ی من

ز مردم سخت بیزارم نمودی

 

عزیزم از پی ات رفته حواسم

دلیل سوژه و این عشق خاصم

رخم زرد و دلم تنگ و پر از درد

عزا دارم به زندان لباسم

 

تماشای خیالت دوست دارم

دل صاف و زلالت دوست دارم

تمام هست و بودی زندگی را

عزیزم با وصالت دوست دارم

 

مرا بی تاب و عاشق کرده ای تو

به چشم خویش شایق کرده ای تو

نبودم لایق عشقت ولی حال

به عشق خویش لایق کرده ای تو

ناجیه عالمی

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.