بنیاد جهانی سُخن گُستران سبزمنش، Sabz manesh Foundation
مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

پیوند تملق با حکومت های دیکتاتوری/ محمد نسیم مهدی

پیوند تملق با حکومت های دیکتاتوری

در حکومت های دیکتاتوری اکثریت مردم در حالت نفاق بسر می برند و به همین خاطر دیکتاتور ها بطور اغلب فکر می کنند که همه مردم طرفدار آن ها هستند چون کسی جرئت نمی کند که آنچه را در دل دارد برای آن ها اظهار بدارد.
یعنی از گفتن حقایق می ترسند به همین دلیل در کشور های که از آزادی بیان و عقیده خبری نیست نفاق و تملق و چاپلوسی به اوج خود می رسد شما بیاد دارید که خلقی ها به نور محمد ترکی القاب گوناگون داده بودند که کمترین آن ها نابغه ای شرق و خلاق خلق بود. اما در حکومت های انتخابی که ملت ها از آزادی ها و حقوق مدنی برخوردار هستند این مشکل را ندارند، مانند حکومت های خلفای راشدین.
در تاریخ مشهور است زمانیکه حضرت عمر فاروق (رض) اولین خطبه خود را ایراد می نمودند در اخیر فرمودند اگر در امور اشتباه کردم رهنمائی ام نمایید یک نفر از میان اصحاب اکرام بلند شد و به آواز بلند گفت که «اگر گمراه شدی تو را با این شمشیر راست می کنیم» آن مرد شمشیر را از غلاف کشیده بلند کرد. حضرت عمر فاروق(رض) با مشاهده این حرکت شجاعانه آن مرد و جمله تهدید آمیزش بر عکس دیکتاتور های زمانه ما خوشنود شد و الله را سپاس گفت که در بین امت حضرت رسول (ص) افراد شجاع و استوار بر حق وجود دارند که اگر عمر گمراه شود او را به راه مستقیم رهنمائی اش می کنند.
داکتر اشرف غنی رئیس جمهور دست نشانده غرب که آزادی های مدنی را از جمله دستآورد های بیست ساله حاکمیت جامعه جهانی در کشور می دانست صدای مخالف یک زن غیر مسلح را نتوانست در تالار لویه جرگه تحمل کندو آن زن بیچاره را در حضور همه مردم و خبرنگاران با مشت و لگد کوبیدند تا آن زن در میان مردم به زمین افتاد و وی را بزور افراد مسلح (گارد خاص ریاست جمهوری) اشرف غنی از تالار لویه جرگه بیرون کردند. این افراد و طرفداران شان که صدای مخالف یک زن را نمی توانند تحمل کنند می آیند از دین اسلام و نظام خلفای راشدین انتقاد می نمایند. ما از نظام های کمونیستی (اتحاد شوروی، روسیه فدراتیف، چین، کوریای شمالی و غیره…) انتقاد نمی کنیم زیرا آنها خود معتقد بودند و هستند که حکومت ها ابزار اند برای پیاده نمودن نظام سوسیالیستی و بعد از آن کمونستی. در این نظام ها پرولتاریا (طبقه زحمت کش، کارگر و دهقان) مکلف اند در راه پیاده نمودن نظام سیوسیالستی همه موانع را با خشونت تمام از سر راه خود بردارند ولو که با کشتن میلیون ها انسان تمام شود. حکومت دیکتاتوری پرولتاریا شعار آن ها بودو هست و به همین خاطر در انقلاب های فرهنگی و اقتصادی و سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی و چین میلیون ها نفر به قتل رسیدند.
ما از حامیان حقوق بشر گیله داریم چرا آنها گاهی بهانه می کنند که عراق دارای سلاح کشتار جمعی (بمب اتمی) است بطور گروهی و یکجای می آیند و بر این کشور هجوم می آورند و این کشور را به خاک و خون می کشند و بیشتر از یک میلیون مسلمان بی گناه را بدون هیچ دلیلی به شهادت می رسانند و بعد از این همه ارتکاب این جنایات اعتراف می نمایند که ما در عراق سلاح کشتار جمعی را نیافتیم و اطلاعات ما درست نبوده است و گاهی به بهانه و دلیل اینکه در افغانستان اسامه بن لادن حضور دارد و او را عامل ویرانی برج های دوگانه مرکز تجارتی خود ها در امریکا قلمداد می کنند و بر کشور ما جهان را جمع نموده بطور یکجائی هجوم می آورند و هزاران انسان بی گناه مسلمان را به قتل می رسانند در حالیکه صدا های زیاد از هر گوشه جهان در آنوقت بالا شد که برج های دوگانه مرکزی تجارتی امریکا توسط ارتش و سازمان جاسوسی سیاه سازماندهی و تخریب شده است و مقالات و کتاب های زیاد را بچاپ رسانیدند از جمله می توانید کتاب فریب دهشتناک که به فارسی ترجمه شده است را مطالعه بفرمائید اما طرفداران غرب اینگار که چشمان شان کور شده است طوطی وار این همه جنایات را که غربی ها در جهان از براه انداختن جنگ اول جهانی و دوم جهانی و حمله به کشور ها مرتکب شده اند نمی بینند و تکرار می کنند که جهان غرب حامی و طرفدار حقوق بشر و آزادی های مدنی انسان ها است.
آری آنها از حمایت های که از حقوق بشر می نمایند منظور شان استفاده ابزاری از این شعار ها است و اگر نه در حقیقت به حقوق بشر اعتقاد هم ندارند و حتی به آن ها ارزش هم نمی دهند زیرا آنها جز جنایت و خونریزی در این دو قرن دستاورد ندارند. شما مگر استعمار کهن و استعمار نو را فراموش کرده اید همین کشور های به اصطلاح طرفدار حقوق بشر خلافت بزرگ عثمانی ها را به چهل هشت کشور تقسیم نکرده اند؟ و مانند لاش خورها هر کدام سهم خود را در چنگال های ظالمانه خود محکم نگرفتند و ده ها سال بر آن ها حکومت نکردند و دار ندار آنها را به یغما نبردند؟
شاید بعضی ها اعتراض بگیرند که اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1947 م به تصویب سازمان ملل متحد رسید و این بعد از جنگ های اول و دوم جهانی و استعمار کهن است. این سخن درست است ولی از این بزرگواران می پرسیم که در جهان بعد از 1947 م استعمار نو بوجود نه آمده است؟
آیا بعد از سال 1947 کشور های غربی مرتکب هیچ جرم و جنایتی در جهان نشده اند؟ مگر عراق، افغانستان سوریه، یمن و بعضی از کشور افریقائی و امریکای مرکزی و جنوبی را فراموش کرده اید؟ که جنایات آن ها در این کشور ها برای همه معلوم است و آشکار است؟
غربی ها در پهلوی حقوق بشر موضوع مساوات و برابری را نیز شعار میدهند و از مسلمانان می خواهند که در کشور های شان برای تامین مساوات مبارزه کنند این شعار ها برای هر انسان آزاده خوش آیند است ولی بشرطیکه در پس این شعار ها اهداف استعماری دیگری نهفته نباشد.
این شعار ها را اگر یک فرد آزاده میدهد مورد قبول است و اگر این شعار ها از جانب دولت ها و افراد معلوم الحال که دست های شان بخون میلیون ها انسان بی گناه آغوشته است، داده شود باید مورد تردید و شک قرار داد زیرا آن ها به این شعار ها قلبا ایمان ندارند و از آنها برای سلطه بر کشورهای عقب مانده و جلب و جذب اتباع آنها استفاده می کنند یعنی در پشت این شعار ها اهداف استعماری نهفته است.
عدالت و مساوات چیست؟
در این رقیمه نمی خواهیم که در مورد تعاریف عدالت و مساوات مطالبی بنویسم و باعث ضیاع وقت گرانبهای شما شوم زیرا اگر در گوگل انترنیت تعاریف این واژه ها را سرچ بفرمائید به تفصیل خواهید دید من از یک منظر دیگری به این واژه ها توجه خواهم کرد. شما در مسابقات جهانی فوتبال مشاهده می فرمائید که در این مسابقات فرصت های مساوی به تیم های طرفین داده می شود و قانون فوتبال هم طور یکسان بدون تبعیض بر آن ها تطبیق می گردد و افراد این دو تیم مسئولیت دارند که با دست آوردن امکانات و فرصت های مناسب و مساوی و برابر برای پیروزی تیم خود فعالیت و کوشش کنند و اگر پیروز نشدند مسئول خواهند بود، این مثال را اگر به همه یک کشور تعمیم بدهید در این صورت سازمان سیاسی و اداری (حکومت) یک کشور باید مانند یک گروه داور و حکم در بین افراد ملت عمل کنند یعنی فرصت ها و امکانات مساوی و برابر را در اختیار احاد ملت قرار بدهند و بعد اگر در این میدان که همه حقوق مساوی دارند فرد غریب و یا پولدار می شود این مسئولیت به استعداد و تلاش آن ها بر می گردد. شاید این سخن من در نظر شما منطقی جلوه کند برای اینکه عادلانه بودن و غیر عادلانه بودن این سخن من برای جناب شما معلوم شود دو باره به مثال بالا بر می گردیم. این دو تیم فوتبالیست هر کدام مراحل ابتدائی مسابقات را طی کرده اند و در محیط های مساوی و امکانات همگون فوتبال را یاد گرفته اند و در مراحل اخیر از بین افراد و تیم های زیاد فقط دو تیم انتخاب شده اند و حال در روی درروی همدیگر قرار گرفته اند و بدون شک این مسابقه عادلانه بر گذار خواهد شد اگر در مقابل یک تیم ورزیده یک تعداد افراد را جمع کنندکه هیچ نوع آمادگی برای یک مسابقه را نداشته باشند و در گذشته هم از هیچ نوع امکانات مساوی برخوردار نبوده اند و آن ها را در یک مسابقه نابرابر مجبور بسازند ولو که فرصت های مساوی برای آنها بدهند و قانون فوتبال را طور یکسان تطبیق نمایند آیا از نظر شما این مسابقات عادلانه خواهد بود؟ یک مثال دیگری را در نظر بگیرید اگر دو نفر پهلوان با هم مسابقه پهلوانی بدهند از نظر عرف درست و عادلانه است و اگر یک فردی معمولی را مجبور بسازند و او را با یک پهلوانی حرفه ای و قوی به مسابقه اندازند آیا این کار از نظر شما عادلانه است ولو که فرصت های مساوی به آن ها بدهند و قانون پهلوانی را بالای آن ها طور مساوی و برابر تطبیق نمایند؟
افراد یک کشور نیز چنین خواهند بود زیرا بعضی از این افراد از ابتدا از یک امکانات خوب مادی و معنوی برخوردار اند و بعضی دیگر صاحب چیزی نیستد اگر حکومت بیاید برای آنها فرصت های مساوی به افراد بدهند و قانون را طور یکسان تطبیق نمایند این اقدامات و اجراآت حکومت عادلانه است یا خیر؟
نه هرگز .
آیا مانند در مسابقه انداختن دو نفر که یکی آن پهلوان حرفوی و قوی است و دیگر آن نه پهلوانی را می داند و نه هم قوی است نیست؟ آیا به حق آن فرد ظلم صورت نگرفته است؟
پس عادلانه بودن شرط است. گاهی مساوی بودن عادلانه است و گاهی هم غیر عادلانه است شعار مساوات به تنهای و بدون عدالت معنی ندارد.و عدالت شعار اسلام عزیز است. حکومت ها باید عادلانه حرکت نمایند. در کشور ما از قدیم تا حال موسسه های خیریه به افراد غریب کمک می نمایند و در بین آن ها معمول است که همه کمک بطور مساویانه برای هر خانواده توزیع گردد و افراد کشور هم از این شیوه ای توزیع کمک ها راضی بنظر می رسند و هیچ اعتراض نمی گیرند در حالیکه این مساوات در توزیع کمک ها غیر عادلانه است. امیدوارم دقت بفرمائید: این کمک ها به خانواده ها توزیع می گردد معیار در این تقسیمات خانواده است. اگر در این خانواده ها توجه بفرمائید ملاحظه خواهید کرد که یک خانواده دارای هشت نفر است و یک خانواده دارای سه نفر است آیا این مساوات و برابری بر این دو خانواده عادلانه است؟
نه هرگز باید معیار در توزیع کمک ها افراد باشد و افراد را در نظر بگیرند و یک سیستم مساوی را برای یک فرد در نظر بگیرند پس در این صورت خانواده ها سهم های مساوی دریافت نخواهند کرد و این عادلانه است در صورتیکه مساوات در افراد مد نظر باشد.
شاید بعضی از طرفداران جهان غرب بگویند که شما مسلمانان تا حال چه گلی را به آب داده اید؟ در این پنجاه و دو کشور مسلمان نشین در کدام یک عدالت تامین شده است؟
در جواب این برادران عرض می نمایم که ما یک معیار داریم این معیار ما فقط عدالت است و هدف از مقاصد شش گانه دین دفاع از دین، دفاع از جان، دفاع از مال، دفاع از آبرو و حیثیت، دفاع از نسل، دفاع از عقل)
هم تامین عدالت و رفاه جامعه است. بناً در کشوریکه مسلمانان حکومت را بدست گرفته اند اگر عدالت را تامین کردند و کشور را به سوی رفا و ترقی سوق دادند حکومت آن ها عادلانه خواهد بود و اگر عدالت نکردند ولو که شعار تطبیق شریعت نبوی را هم بدهند حکومت آن ها عادلانه نخواهد بود. شما نمک را در نظر بگیرید پودر نمک با پودر آرد و گچ و چونه ظاهر هم شکل دارد تا که با زبان نچشید برای شما مشخص نخواهد شد که کدام یک نمک است و کدام یک چونه است. اگر شور بود نمک است زیرا صفت نمک شور بودن است اگر شور نبود نمک نیست. حکومت ها همین قسم اند اگر عدالت کردند و حقوق بشر و آزادی های عمومی را در کشور تامین کردند خوب اند و در غیر آن خوب نخواهند بود.
الله متعال همه ما را به راه مستقیم هدایت بفرماید.

محمد نسیم مهدی

نظرات بسته شده است.