مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

محرابی صافی/ غزل

0

از دست رفته قوّتِ بازو و تاب ما
در غم شناور است خیالات و خواب ما

مبهم ترین سوال غم و غصّه گشته ایم
قادر کسی نشد که بیابد جواب ما

ما انعکاس سایه ی اندوه و ماتمیم
درد است و رنج در همه جا بازتاب ما

لبخند می زنند رقیبان و دشمان
بر قامتِ خمیده و این اضطراب ما

گل های سرخ و زرد چمن سر نمی زند
سرد است و بی فروغ چرا آفتاب ما

بازیچه های دست دو جاهل شدیم، چون
در زیر پا شده‌ست مه و ماهتاب ما

مائیم طرد و رانده ز میخانه های شهر
خونابه گشته است به ساغر شراب ما

ما داستانِ پر غم تاریخ خسته ایم
تلخ است صفحه صفحه و سطرِ کتاب ما

“صافی” دگر منال که ما بِه نمی شویم!
گندم تر است و کُند شده‌ست آسیاب ما….
.
#محرابی_صافی

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.