بنیاد جهانی سُخن گُستران سبزمنش، Sabz manesh Foundation
مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

نام تو که از دهـان من می ٱفتد/رها اسفندیاری عضو فعال سبزمنش- شیراز

نام تو که از دهـان من می ٱفتد/رها اسفندیاری عضو فعال سبزمنش- شیراز

شب بود ڪه حرف آبرومند نزد

خود را به طلوع تازه پیوند نزد

دلتنگ برای یڪ تبسم می شد

جزگریه ڪسی همیشه لبخند نزد

 

مـا زهر به قیمت رطب می خوردیم

یاغصه به جای نان شب می خوردیم

مرسوم نبوده تا کنون در دنـــــیا

از سایه ی خویش هم رکَب می خوردیم

 

در دشت وسیع بغض مبهوت شدیم

از این همه انتظار فرتوت شدیم

نقشی که همیشه زندگی داد به ما

زنگوله ی تلخ پای تابوت شدیم

 

از اشکم و آه و حسرت و درد ببخش

در دست دقیقه ها گلی زرد ببخش

من هیچ نگفتم از چنین ویرانی

این زخم اگر دوباره گل کردببخش

 

 

در معرکه خشم ها خطر زاییدند

شب آتش کینه تا سحرزاییدند

مار است در آستین این جنگل زار

هر روز درختها تبر زاییدند

 

 

حسرت به وجود نسل ما می تازد

آنکس که نوشته زنده ام، می بازد

شادی شده لحظه لحظه اش تاوانی

این شهر به مُرده های خود می نازد

 

 

افتاده به پای رفتن و سر نگذاشت

پاسوز تمام آنچه باور نگذاشت

این رود که خواب هر شبش دریا بود

جاری شده بود و زخم بستر نگذاشت

 

 

تاریکی محض بی گمان جاوید است

دنیــا همـه در قلمــرو تردیــد است

شب، حادثه ای که دیده با چشمانش

هر روز شکنجه دادن خورشید است

 

 

نام تو که از دهـان من می ٱفتد

ماه از شبِ آسمان من می ٱفتد

رفتی و تمام لحظه ها دلتنگی

مانند خوره به جان من می ٱفتد

رهااسفندیاری عضو فعال سبزمنش- شیراز

نظرات بسته شده است.