بنیاد جهانی سُخن گُستران سبزمنش، Sabz manesh Foundation
مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

حساب کاربری من

اسم شما
مروت
نام / نام خانوادگی
مروت
ایمیل
زندگی نامه
مادرم می گوید ساعت شش صبح مورخ هجده بهمن/دلو سال ۱۳۵۷ خورشید در شهر پلخمری ولایت بغلان پا به جهان هستی گذاشتم، تشله بازی و دنده کلیک کردم، مکتب رفتم و رشد کردم. پدرم از مناطق کوهستانی درواز بدخشان به پلخمری آمده و همینجا متوطن شده است… دانشگاه رفتم که آدم شوم اما شاعر شدم به قول صوفی عشقری در جهان شاعر شدم ای کاش آدم می شدم از فضولی های طبع خویش بی غم می شدم
Authors
گروه اعضاء دست در قلم شامل اعضاء میشود که میخواهد مطالبش در وب سایت سبزمنش منتشر گر...
آرزو
3 ماه ago no Comment

ای کاش که نهال محبت جوان شود چتر امید بر سر ما سایه بان شود حل در لیوان قهوه شود قند دوستی آسوده از نشان کدورت جهان شود انسان بزاید آدم و انسان بپرورد انسانیت به سوی خدا نردبان شود خاری نه سر براورد از خاک روزگار گر شاخه یی به سر برسد ارغوان شود […]

Img 4760
3 ماه ago no Comment

پا به پایت که راه می رفتم، دل به دریا سپردنم دیدی در نگاهت نگاه می کردم، وقتی از من قرار دزدیدی در سیاهی غروب چشمانت، آفتاب امید را دیدم یک سبد نو بهار در قلبم، کاشت دیوانه گی و ترسیدی کم کمک باد عشق می بوسید، دست های امید قلبت را مثل مهتاب در […]

Img 5146
4 ماه ago no Comment

تا گرفتم آفتاب زنده گی را در بغل گرم شد کانون قلبم، پر دهانم از عسل بوسه می زد بر کویر خشک احساس دلم سبز گردیدم دوباره چون شقایق در حمل از بهشت انگار افتاده برویم سایه اش که ندارد زره یی در جلد زیبایش خلل بسکه از حافظ بود لبریز لیوانِ لبش چشمهایش شور […]

Img 5051
4 ماه ago 1 Comment

چون درخت پیر زخم صد تبر دارد وطن آفتاب سرد و شام بی قمر دارد وطن خانه ی زنبور شد چشمان آهویت؛ خدا گرچه سویت از بلندی ها نظر دارد وطن می برد دستِ خیانت در حریمِ دامنت آنکه آیات صداقت را ز بر دارد؛ وطن زیخت از روی لبت لبخند های کهنه ات اشک […]

Img 5055
4 ماه ago no Comment

چون درخت پیر زخم صد تبر دارد وطن آفتاب سرد و شام بی قمر دارد وطن خانه ی زنبور شد چشمان آهویت؛ خدا گرچه سویت از بلندی ها نظر دارد وطن می برد دستِ خیانت در حریمِ دامنت آنکه آیات صداقت را ز بر دارد؛ وطن زیخت از روی لبت لبخند های کهنه ات اشک […]

Img 4984
4 ماه ago no Comment

تا به روی گور خود پا می گذارم؛ می شود ختم آخر این سکوت انتظارم می شود ابر می بارد کمی و خسته گی در می رود دشت تشنه خوابگاهی «سبزه زارم» می شود چون کویرِ که ترک دارد هزاران بر دلش سیل شادی دست بوس «مرغذارم» می شود قُمری زخمی ز سنگ ناکسان؛ فریاد […]

Img 4762
4 ماه ago no Comment

در ضیافت سفره ای بی آب و نان استیم ما اشک تلخی ریخته، در خاکدان، استیم ما در سیاست کشت ما را اشتباهاً دوستان اشتباه کوچک و درد کلان استیم ما جز به نفرت کس به سوی چشم های ما ندید آنکه مرگش آرزو دارد جهان! استیم ما کوره ای آتش فروزان است در دلهای […]

Img 4893
4 ماه ago no Comment

عطر گیسوی خیابان بوی کابل می دهد در میان باد و باران بوی کابل می دهد شیشه ها یخ بسته و قندیل های ناودان می شود هر جا نمایان، بوی کابل می دهد گرم باشد صندلی با چای و شعر مولوی در بخارا یا که تهران بوی کابل می دهد فال حافظ یا نوای شعر […]

Img 4201 1
6 ماه ago no Comment

چرا قلب جهان افسرده گشته؟ قناری از چمن دلخورده گشته پرستو می فرارد از گلستان نگاه شاپرک آزرده گشته چرا خورشید گرمایش ندارد؟ و شب چون قبر و دلها مرده گشته چو شمع نیم سوخته بر مزاری ببین مهتاب را پژمرده گشته بنی آدم چرا آدم نمیشه؟ رفاقت مثل سنگ گرده گشته شکستی استخوانِ قافیه […]

Img 4201
6 ماه ago no Comment

چرا قلب جهان افسرده گشته؟ قناری از چمن دلخورده گشته پرستو می فرارد از گلستان نگاه شاپرک آزرده گشته چرا خورشید گرمایش ندارد؟ و شب چون قبر و دلها مرده گشته چو شمع نیم سوخته بر مزاری ببین مهتاب را پژمرده گشته بنی آدم چرا آدم نمیشه؟ رفاقت مثل سنگ گرده گشته شکستی استخوانِ قافیه […]

نقیب مروت does not have any friends yet.
Sabz Logo
Img 0905