بنیاد جهانی سُخن گُستران سبزمنش، Sabz manesh Foundation
مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

حساب کاربری من

اسم شما
مروت
نام / نام خانوادگی
مروت
ایمیل
زندگی نامه
مادرم می گوید ساعت شش صبح مورخ هجده بهمن/دلو سال ۱۳۵۷ خورشید در شهر پلخمری ولایت بغلان پا به جهان هستی گذاشتم، تشله بازی و دنده کلیک کردم، مکتب رفتم و رشد کردم. پدرم از مناطق کوهستانی درواز بدخشان به پلخمری آمده و همینجا متوطن شده است… دانشگاه رفتم که آدم شوم اما شاعر شدم به قول صوفی عشقری در جهان شاعر شدم ای کاش آدم می شدم از فضولی های طبع خویش بی غم می شدم
Authors
گروه اعضاء دست در قلم شامل اعضاء میشود که میخواهد مطالبش در وب سایت سبزمنش منتشر گر...
Img 4290
6 ماه ago no Comment

در لیوان از چاینک گلدار می ریزد غزل روی دامن از لبان یار می ریزد غزل با ملاحت می وزد باد بهار، از آسمان بر کویر و دجله و دربار می ریزد غزل چرچر گنجشک ها در شاخسار ارغوان دست، می گوید ز غم بردار می ریزد غزل گور بابای هر آنچه درد می آید […]

Img 3710
6 ماه ago no Comment

وقتی از مویت غزل می بافتم زنده گی ام را به یک دو باختم در بلندای سپیدار تنت آشیانی چون کبوتر ساختم غرق چشمانت شدم بی اختیار دل به دست کودکان انداختم ماه از من دور شد هرچند من پا به پایش تا سحر می تاختم خسته بودم از ندیدن ها ولی با خیالت لحظه […]

Img 4984
6 ماه ago no Comment

وقتی از مویت غزل می بافتم زنده گی ام را به یک دو باختم در بلندای سپیدار تنت آشیانی چون کبوتر ساختم غرق چشمانت شدم بی اختیار دل به دست کودکان انداختم ماه از من دور شد هرچند من پا به پایش تا سحر می تاختم خسته بودم از ندیدن ها ولی با خیالت لحظه […]

Img 5186
6 ماه ago no Comment

وقتی از مویت غزل می بافتم زنده گی ام را به یک دو باختم در بلندای سپیدار تنت آشیانی چون کبوتر ساختم غرق چشمانت شدم بی اختیار دل به دست کودکان انداختم ماه از من دور شد هرچند من پا به پایش تا سحر می تاختم خسته بودم از ندیدن ها ولی با خیالت لحظه […]

آرزو
6 ماه ago no Comment

ای کاش که نهال محبت جوان شود چتر امید بر سر ما سایه بان شود حل در لیوان قهوه شود قند دوستی آسوده از نشان کدورت جهان شود انسان بزاید آدم و انسان بپرورد انسانیت به سوی خدا نردبان شود خاری نه سر براورد از خاک روزگار گر شاخه یی به سر برسد ارغوان شود […]

Img 4760
6 ماه ago no Comment

پا به پایت که راه می رفتم، دل به دریا سپردنم دیدی در نگاهت نگاه می کردم، وقتی از من قرار دزدیدی در سیاهی غروب چشمانت، آفتاب امید را دیدم یک سبد نو بهار در قلبم، کاشت دیوانه گی و ترسیدی کم کمک باد عشق می بوسید، دست های امید قلبت را مثل مهتاب در […]

Img 5146
6 ماه ago no Comment

تا گرفتم آفتاب زنده گی را در بغل گرم شد کانون قلبم، پر دهانم از عسل بوسه می زد بر کویر خشک احساس دلم سبز گردیدم دوباره چون شقایق در حمل از بهشت انگار افتاده برویم سایه اش که ندارد زره یی در جلد زیبایش خلل بسکه از حافظ بود لبریز لیوانِ لبش چشمهایش شور […]

Img 5051
7 ماه ago 1 Comment

چون درخت پیر زخم صد تبر دارد وطن آفتاب سرد و شام بی قمر دارد وطن خانه ی زنبور شد چشمان آهویت؛ خدا گرچه سویت از بلندی ها نظر دارد وطن می برد دستِ خیانت در حریمِ دامنت آنکه آیات صداقت را ز بر دارد؛ وطن زیخت از روی لبت لبخند های کهنه ات اشک […]

Img 5055
7 ماه ago no Comment

چون درخت پیر زخم صد تبر دارد وطن آفتاب سرد و شام بی قمر دارد وطن خانه ی زنبور شد چشمان آهویت؛ خدا گرچه سویت از بلندی ها نظر دارد وطن می برد دستِ خیانت در حریمِ دامنت آنکه آیات صداقت را ز بر دارد؛ وطن زیخت از روی لبت لبخند های کهنه ات اشک […]

Img 4984
7 ماه ago no Comment

تا به روی گور خود پا می گذارم؛ می شود ختم آخر این سکوت انتظارم می شود ابر می بارد کمی و خسته گی در می رود دشت تشنه خوابگاهی «سبزه زارم» می شود چون کویرِ که ترک دارد هزاران بر دلش سیل شادی دست بوس «مرغذارم» می شود قُمری زخمی ز سنگ ناکسان؛ فریاد […]

نقیب مروت does not have any friends yet.
Sabz Logo
Img 0905