مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

اشک غزل/کبریا نبتون، عضو محترم سبزمنش

119

یاد آن روزی که دستانم به دست باد بود
کودکی در لحظه هایم می دوید و شاد بود

از نگاه آسمان اشک رباعی می چکید
مثنوی در دفترم پروانه ای آزاد بود

عاشقی در قلب این مردم ندارد خانه ای
آن که دور شمع خود پروانه شد فرهاد بود

من همانی ام که بغضت را خرید و ابر شد
آن که در نوشیدن از اشک غزل استاد بود

تا نگاهم را به چشمان خودم میدوختم
در سکوت چشم آیینه پر از فریاد بود

 

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.