مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

بن بست/ ظهورالله ظهوری

45

کوچه بن بست و خانه نا پيداست، گم شدم در حريم تنهايی

شعله می خيزد از دل هرسنگ، سنگ هم آيه های زيبايی

 

شيشه ها در سکوت صخره به بند، پر پژواک شان شکسته مباد

شب بگسترده بال های سياه، رهگذر درخيال و سودايی

 

های شبگرد قله های بلند، از دل روستا خبر داری؟

جنگل آتش گرفته سر تا پا، کئ بُــَود طاقت شکيبایی

 

تو به فکر فرار و خلق اسير، همه در دام يک شکنجه تباه

زود برگرد و چاره گر می باش، طشتت افتد ز بام رسوايی

 

دست هايی ز بين آتش و خون، می رهانند هر غريقی را

آتش افروز عاقبت سوزد، با دم و دستگاه رويايی

شب پره در ميانه سرگردان، من و شبگير غرق ناله و درد

ديگران چارسوی می نگرند، صحنه هايی بود تماشايی

 

هموطن چاره سازٍ درد تويی، خويش درياب و راه روشن کن

دست در دست هم گذار وگذر، از گذرگاه مرگ يکجايی

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.