مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان و بزرگترین پایگاه ادبی شعر، معرفی شاعران ، طنز، ادبیات فارسی، داستان نویسی، مقاله نویسی، و واژه سازی میباشد.

جان پدر کجاستی؟/ ابراهیم حاج محمدی(قمر)/ عضو فعال و مؤثر سبزمنش

42

می رسدم چه بد خبر،! جان پدر کجاستی؟

قلب من است شعله ور، جان پدر کجاستی؟

 

گوش به زنگی ات چه شد؟ پرت از اعتناستی!

جهد من است بی ثمر، جان پدر کجاستی؟

 

از پی دیدنت دَوَم بو که تو چون صباستی

کوچه به کوچه در به در،  جان پدر کجاستی؟

 

در همه عمر تا کنون، گر چه تو خود نخواستی

زجر ندیدم اینقَدَر، جان پدر کجاستی

 

حظ نبرم ز عمر خود بی تو دمی به راستی

جان من است در شرر، چان پدر کجاستی؟

 

بی تو فروغ دیده ام روی نهد به کاستی

عمر من است بر هدر، جان پدر کجاستی؟

 

کیست که گویدم چرا؟ چیست؟ که بینواستی

بی تو چه خون شدم جگر، جان پدر کجاستی؟

 

وای که بی تو من شدم چون که تو بر نخاستی

رو به ممات و محتضر، جان پدر کجاستی؟

 

تا که ببینمت نه کم دل پر از اشتهاستی

مرگ، شدم نشانه گر، جان پدر کجاستی؟

 

بی خبرم گُلم که در چنگ چه اژدهاستی؟

هدهدکم شانه به سر، جان پدر کجاستی؟

 

قلب من ای امید جان، با تو ز غم رهاستی

از غم و غصه ام سپر، جان پدر کجاستی؟

 

ابراهیم حاج محمدی(قمر)/ عضو فعال و مؤثر سبزمنش

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.